جشن تولد یکسالگی شازده مامان
مامانی برای جشن تولد شازده پسر از یک ماه پیش دنبال تم و کار های جانبی بود. تم هارو دوست داشتم خودم درست کنم چون خیلی برای تولد ذوق وشوق داشتم بابای بنده خدا هم هر کاری میخواستم انجام بدم هیچی نمیگفت وفقط میاومد خرید و یک روز کامل که توی بازار تهران دنبال وسایل تم بودیم که کاملا ناموفق بود ..... کارها اون موقع قاطی شد که خاله هدی هم تماس گرفت که پنجشنبه شب تولد گرفته...ما هم که به خاطر شاغل بودن بیشتر مهمون ها مجبور بودیم تولد رو روز جمعه بندازیم . خلاصه از یک طرف درگیر تولد و کادو خریدن برای خاله هدی از طرفی هم کارهای تولد فرحان مامان از طرفی هم بابای به خاطر فشار کاری چند روز قبل جمعه حالش بد شد و ما بیمارستان بودیم.....
دست خاله سهیلا و مادر جون درد نکنه تقریبا همه کارها رو اونا کردن ولی خدارو شکر تولد به جز موارد کوچیکی،با خوبی خوشی به پایان رسید ولی من تا دو روز از خستگی توان هیچ کاری رو نداشتم
پسر کوچولوی مامانم اون روز بد اخلاق ترین روز زندگیش رو گذروند
اینم چند تا عکس از تولد جوجو مامان

اینم کفشدوزک های فرحان کوچولو

بدون شرح

میز شام بدون غذا موقع غذا یادمون رفت از میز عکس بگیریم

میز تنقلات همراه باتم کفشدوزک

اولین لباسهای گل مامان و عکسهای آتلیه

قبل از اومدن مهمانها و بازدید آقا فرحان

کیک کفشدوزکی پسرم

فرحان و مهدیار

باتشکر از مادر جون چون به علت کمی فضا مجبور شدیم اونجا مراسم و بگیریم .
و با تشکر از همه که به جشن تولد فرحان اومدنند و مارو خوشحال کردنند. و ممنون از هدیه های زیباشون
و در آخرم تولدت مبارک


جشن تولد یکسالگی شازده مامان
